وقتی نی نی الهی من اومد
سلام میخوام از لحظه ای بنویسم که عشقم موجودیت پیدا کرد. بعد از پنج ماه انتظار به لطف خدا و اهل بیت این هدیه الهی قرستاده شد. نمی دونم از کجا شروع کنم! از پستی و بلندی های این چند ماه بگم یا از اشک و لبخندهاش... بگذریم. صبح روز هفتم مهر سال 91 عازم سفر عتبات (کربلای معلّی) شدیم. قرار بود سه شب نجف، سه شب کربلا و یک شب کاظمین باشیم. سفر ما زمینی بود و یک روز در راه بودیم تا به مرز مهران رسیدیم و حدود ساعت 4 بعدازظهر هشتم مهر به شهر نجف رسیدیم و چشممان به هیبت و عظمت حرم مولا امیرالمؤمنین علیه السلام روشن شد. ساعت 6 قرار بود دسته جمعی به سمت حرم حرکت کنیم که پیاده حدود 3 الی 5 دقیقه راه بود. قصد نوشتن سفرنامه ندارم، برویم سر ا...
نویسنده :
مامانی
13:14


